13/06/2025
همیشه یک دلیل هست
برای اینکه کسی را
غیر معمولی دوست بداریم...!
مثلا لبخندش
مثلا چشمهایش
مثلا حرفهایش...
گاهی فقط یک لبخند 😊
گاهی فقط یک نگاه 👀
و گاهی
همهی دنیا در صدای کسیست... 🕊️
12/06/2025
کاش لااقل امروز را اینجا بودی
باران می گرفت
قدم می زدیم
تو ذوق می کردی و من تماشا
کاش بودی و می دیدی
وقتی تو حواسم را زودتر از باران پرت می کنی
خیس نمی شوم!
من
اینجا
بی تو
زیر باران
آب می شوم!
باران بهانه بود
برای قدم زدن با تو...
حالا بیتو،
هر قطره
زخم تازهایست.
11/06/2025
مولانا به جا تو کتاب فيه مافیه میگه:
در انتخاب همنشین و معشوق دقت کنید، معشوق شما آینه شماست؛ معشوقی انتخاب کنید که شما را رشد دهد، شما را دوست داشتنی تر، عزیزتر؛ شریف تر و پخته تر نشان دهد.
#مولانا
#مولانا #حکمت #رشد
#مولانا #معشوق
10/06/2025
به کجا پا بگذارم که نبندند پَرَم
نیزه میرویَد از این راه که من میگذرم
منم آن حس شکفتن که به تعبیر بهار
رگ هرشاخهی خشک ست مسیرسفرم
ای درختان که به سیرابیتان دل بستم
عطش سبز شما کرد به جان شعله ورم
نفسی بیتو اگر پر زدهام از دل تنگ
داغ صدخاطره زنجیر بروید زِپرم
زادهی ابرم ودلدادهی باران خزر
چمنی تشنه بیارید که از گریه پُرَم
گاهی راهی که میرویم پر از خار و نیزه است، اما در دل ما حس شکفتن و زندگی هنوز میجوشد…
به درختان سبز امید تکیه میزنم، تا عطش جانم را سیراب کنند و با داغ خاطراتم، قویتر شوم.
زاده ابر و دلداده بارانم، تشنهام به چمنی سبز که از اشکهای جاریام پُر باشد.
#شعر #زندگی #امید #طبیعت #باران #احساس
09/06/2025
اینها
نمی دانند عشق چیست
به
جای
خالی
تو
می گویند تنهایی...!
کاش میفهمیدند…
جای "تو" با هیچ واژهای پُر نمیشود،
نه با تنهایی،
نه با سکوت،
نه با هیچکس دیگر…
#دلنوشته #فاصله
08/06/2025
در دیده زباده خواب داری
بر چهره ز طره تاب داری
چون زلف پریش خویش بر خویش
پیچیده و اضطراب داری
از عیش مگر نخفته ای دوش
کامروز بدیده خواب داری
دوشینه چه خورده ای که امروز
چشمان خوش خراب داری
حرفی ز لبت سوال کردم
از چشم دو صد جواب داری
تو مستی یا خواب؟
این چشمهای نیمهباز، این نازِ بیحساب...
لب بستهای، اما نگاهت با دل آدم چهها که نمیکند...
#دلبرانه
07/06/2025
بین
هجوم
این همه تصویر رنگ رنگ
تنها
نگاهِ توست که در قاب میزنم...
دوربینها میچرخند، رنگها میرقصند
اما دلم فقط یک فریم را ثبت میکند:
تو را... همان نگاه بیتکرار را.
06/06/2025
نه بادبادک ها ما را به آسمان برد
نه دست هايمان آن قدر گرم بود
كه خورشيد را روشن كنيم
حالا ديگر نه تو پشت پنجره می ايستی
نه من از آن كوچه می گذرم
عشق همين است
فقط می توان
از آن شعر ساخت!
نه باد ما را برد،
نه دستهایمان رسید…
تو دیگر پشت پنجره نیستی
و من دیگر
از آن کوچه نمیگذرم.
05/06/2025
میخواهمت اگرچه تویی خواهش محال
هی میزند دلم به هوای تو بال بال
لبریزم و پُرم چقدر بعدِ رفتنات
گاهی پُر از شکست و زمانی پر از ملال
از خواب و از خیال گذشتم؛ ولی نشد
نتوان گذشت از تو و از عشق، بیخیال
ای مرغک مهاجر! ما هر دو عاشقیم
من شعر عاشقانه سرایم، تو هم بنال!
هجرت مکن پرنده که پاییز رفتنیست
فردا پر از درخت شود این گل و نهال
از من درود بر رفقا، گرچه هیچکس
با من نگفت: آی چطوری و کیفحال
۰۰۰
میخواست مثل ماه و ستاره شود که شد
یک انفجار و بعد...
هوا رفت
«مینپال»...
#یحیاجواهری
#دلنوشته چکان
🕊️
04/06/2025
در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد
ترس از رقیب بود … که آخر زیاد شد
این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت
با کوچ او به شهر،مهاجر زیاد شد
یک لحظه باد روسری اش را کنار زد
از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد
هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت
هی کار شاعران معاصر زیاد شد …
از بس که خوب چهره و عالم پسند بود
بین زنان شهر سَر و سِر زیاد شد
گفتند با زبان خوش از شهر ما برو
ساک سفر که بست،مسافر زیاد شد
گاهی یک نفر میآید و همهچیز را بههم میزند… از شاعر گرفته تا مسافر!
شعری با طعمی شیرین و نگاهی تلخ به جامعه و عشق
✒️
#شاعرانه #ادبیات #دلنوشته #احساس
03/06/2025
مثل آتش بیقرارم مثل توفان بیوطن
دیگران از من گریزانند و من از خویشتن!
بیجهت، بیهوده، بیخود، بیسبب، بیفایده
عشق وقتی نیست، معنایی ندارد زیستن
زندگی با همدم نااهل جان فرسودن است
من چنین زندانیام با خویش در یک پیرهن
دوستی پژواک تنهاییست اما همچنان
تا جوابی بشنوی از کوه فریادی بزن
عاقبت در خواب بوسیدم تو را، با این حساب
من به خوشبختی بدهکارم، نه خوشبختی به من
خوشبختی؟
گاهی فقط خوابیست که از آن بیدار نمیشویم...
#شعر #درددل