17/04/2015
گزارش از Saeed Salem
گزارش حادثه آبشار سوتک ( احسان کاظمی)
تقدیم به دوست عزیزم احسان که جای خالیش را برای دوستانش، هیچ چیز پر نخواهد کرد.
متاسفانه به علت اخبار ضد و نقیض.... غلط.... و دروغی.... که در بسیاری از رسانه ها و خبر گزاری های رسمی و غیر رسمی منتشر شده، و متاسفانه بسیاری از دوستان در نشر اون سهیم بودند ،من را بر این داشت تا گزارش مختصری از واقعه را جهت روشن شدن موضوع برای دوستان ارسال کنم. هر چند خودم از لحاظ روحی آمادگی برای نوشتن این گزارش را نداشتم.
دلایل این حادثه جنبه های فنی وغیرفنی زیادی داره که چکیده ای از آن در زیر آورده شده، انشا الله در آینده گزارش مبسوط تری رو ارسال خواهم کرد.
دوستان توجه داشته باشید که احسان عزیز، دره نوردی بسیار با تجربه و دارای آمادگی فنی و بدنی بالا و با رزومه ایی شامل پیمایش و اکتشاف دره های مختلف می باشد( تنگ زندان – چاکرود – الیت – آسمان رود – کمجل و بسیاری دیگر) و در بسیاری از دوره های آموزشی این رشته نیز شرکت داشته است.
اشتباهات فنی رخ داده در روز حادثه نه به علت نا آگاهی.... بلکه بیشتر به دلیل نداشتن آمادگی ذهنی و شرایط روحی مناسب ، خستگی بدنی و احتمالا تفریحی بودن فرود از یک تک آبشار می باشد.
گزارش :
احسان عزیز با توجه به اینکه کمی بی حوصله و پکر بود از روز چهارشنبه قصد شرکت در یک برنامه دره نوردی رو داشت تا روحیه اش عوض شود. ابتدا قرار بود که با دوستان به دره کمجل بره . من هم با تعدادی از دوستان پنج شنبه به آبشار خور رفته بودیم که عصر پنجشنبه وقتی برگشتیم احسان عزیز تماس گرفت و گفت که به کمجل نمی ره و آیا حوصله داری که جمعه یه برنامه ای بریم یا نه، من گفتم ما امروز کوه بودیم و خیلی خسته شدیم . اگر در حد دربند و یا جای نزدیکی باشه من هستم . احسان پیشنهاد داد که اگر تا دربند می ریم لوازم ببریم و یک آبشاری رو هم فرود بریم. من هم قبول کردم و برای جمعه صبح برنامه گذاشتیم.
صبح جمعه 21 فروردین ساعت 8:30 دقیقه از بلوار کاشانی به همراه همسرم و احسان به سمت دربند حرکت کردیم.... در یکی از قهوه خانه های مسیر صبحانه خوردیم . سپس به حرکت خود ادامه دادیم. دربین راه به علت اینکه من روز گذشته کوه بودم و خسته و در ضمن احسان هم خیلی سر حال و شاداب نبود و خیلی پکر بود ، مردد شدیم که به کافه غلام بریم ، نهار بخوریم و برگردیم . که در نهایت احسان گفت که در گیری با آب و فرود سر حالمان میاورد . قرار بر این شد که به آبشار های اسون بریم و در نهایت اگر حالش نبود یکی یا دو تا آبشار را فرود می ریم و بر می گردیم.
وقتی به آبشار ها رسیدیم 2 آبشار پیش رویمان بود یکی بلند و با فشار آب کمتر و دیگری کوتاهتر و با حجم آب بالا و حوضچه سیفونی کوچکی در زیر آن و نزدیکتر، پس تصمیم گرفتیم ابتدا آبشار نزدیکتر را فرود رفته و در ادامه آبشار دوم را فرود بریم و از پشت آبشار به محل اول برگردیم.همسر من که از ابتدا قصد فرود نداشت کمی از آبشار فاصله گرفت تا از من و احسان عکاسی کند . من و احسان هم با تعویض لباسها به بالای آبشار رفتیم. هوا بسیار عالی بود و آب هم بسیار سرد که البته با وت سوت 5 میل احسان مشکلی نبود من هم با وت 3 میل بودم اما مشکل چندانی نبود چون زمان درگیری با آب بسیار کوتاه بود.
طبق معمول و به علت تجربه بیشتر، احسان جلوتر رفت و بعد از نصب یک شگل روی رول کارگاه و ریختن طناب روی آبشار آماده فرود شد. طناب داخل حوضچه افتاده بود. به احسان پیشنهاد دادم که به یکی از کوهنوردانی که ازمسیر می گذرند بگوید که طناب را از حوضچه خارج کرده و ته طناب را حمایت کند... احسان گفت که حوضچه خیلی کوچیکه و من سعی میکنم وارد حوضچه نشم و قبل از رسیدن به حوضچه با یک پا زدن به بیرون حوضچه می رم و اگر هم داخل افتادم مشکلی نیست از سیفون خارج میشم.
با توجه به تجربه بالاتر احسان من نیز قبول کردم. ابتدا احسان با پیرانا آماده فرود شد و تا لب آبشار رفت. کمی مکث کرد و گفت طناب وزن زیادی داره و در ابزار حرکت نمیکنه بهتره با هشت فرود برم.همان جا ابزار فرود خود را تعویض کرد و شروع به فرود کرد. با اینکه حجم آب زیاد بود خیلی راحت فرود رفت و لب حوضچه توقف کرد و سپس داخل حوضچه رفت... من از بالا و لب آبشار داشتم احسان رو میدیدم.یکی دو چرخ داخل حوضچه زد و لب حوضچه را گرفت... من خیالم راحت شد که به راحتی از حوضچه خارج میشه که ناگهان دوباره به داخل حوضچه افتاد...
من از بالا به چند کوه پیما که از زیر آبشار عبور می کردند فریاد زدم که کمک کنند تا احسان از حوضچه خارج شود که ثمری نداشت ... سپس به همسرم اطلاع دادم و خودم را هم به سرعت از پشت آبشار به حوضچه رساندم. مدت زمان رسیدنم را دقیق نمیدانم ولی به توجه به سرعت حرکت و فاصله تا پای حوضچه احتمالا چیزی حدود 5 الی 6 دقیقه شاید هم کمی بیشتر طول کشید، زمانی که من به حوضچه رسیدم همسرم به کمک یک کوهنورد دیگر احسان رو از حوضچه خارج کرده بودند... اما همچنان طناب داخل ابزار بود که با چاقو طناب را بریده و احسان رو به یک سطح مسطح رساندیم. در همان لحضه چشم های احسان را دیدم که مردمک هایش کاملا گشاد شده بود و تنفس هم نداشت.
بلا فاصله عملیات CPR رو به همراه همسرم شروع کردیم و از کوهنوردان خواستیم که با نیروهای امدادی تماس بگیرند... 15 دقیقه ایی طول کشید تا موفق به تماس شدند و به ما گفته شد که عملیات احیا را تا زمان رسیدن آن ها ادامه دهیم و ما CPR را ادامه دادیم...
متاسفانه به غیر از یک نفر تعدادی که در محل بودند بیشتر به فیلم برداری و عکاسی مشغول بودن تا کمک و به علت اینه بعد از هر تنفس مصنوعی، رفلاکس شدید معده وجود داشت و محتویات آن به دهان و صورت ناجی پاشیده می شد و بعضا به علت قفل شدن فک باعث زخمی شدن دهان ناجی میشد از همکاری برای تنفس خود داری می کردند. بنابراین به مدت 1 ساعت و نیم تا رسیدن نیروهای امدادی من به همراه همسرم و یک کوهنورد دیگر،عمل احیا را انجام میدادیم .که همین موضوع باعث شد که توان من و همسرم به تدریج در دقایق پایانی و بعد از گذشتن بیش از یکساعت CPR به تدریج تحلیل بره، با این احوال احیا را تا آخرین لحظه ادامه دادیم تا اینکه بعد از حدود 1.5 ساعت اولین گروه امدادی رسید و بعد از معاینه مشخص شد که احسان هنوز نبض داره. البته به صورت ضعیف.
خوشحال شدیم که تلاش یک ساعت و اندی ما مثمر ثمر بوده و دوستان امداد گر نیز تا رسیدن پزشک عملیات CPR رو ادامه دادند . حدود یک ساعت و نیم بعد هم تیم دوم به همراه پزشک به بالای سر احسان رسیدند و عملیات نجات پیشرفته تری رو شروع کردند از تزریق آدرنالین ها و غیره... اما متاسفانه بعد از یکساعت تلاش بی وقفه نیروهای امدادی، سر انجام پزشک اعلام کرد که با گذشت حدود 4 ساعت CPR و خدمات امدادی دیگر احسان قابل برگشت نیست و فوت کرده.
گواهی فوت صادر شد و ما منتظر عوامل انتظامی موندیم تا مجوز انتقال متوفی صادر بشه . بعد از اجازه انتقال، با تلاش فراوان بچه های امدادی طی ساعت ها تلاش احسان به میدان سربند منتقل شد و بعد از طی مراحل قانونی تحویل پزشکی قانونی و خانواده داغدارش شد.
نکات :
1- گلایه ایی دارم از دوستانی که هنوز جسد احسان دفن نشده و گزارشی از اون منتشر نشده بر اساس حدس و گمان و شایعات به تحلیل بی پایه حادثه پرداختند.
2- تشکر از دوستانی که صبور بودند و در تسکین داغ این عزیز ما رو همراهی کردند تا در فرصتی مناسب ، گزارش دقیق حادثه برای تحلیل علل اون منتشر بشه.
3- در ذات این گونه رشته ها خطر وجود داره و افرادی که حرفه ایی اون رو دنبال می کنند از خطرات اون آگاه هستند. امیدوارم علیرغم تحلیل بی غرض علل حادثه جهت پیشگیری از اتفاقات مجدد و مشابه، به دوستانمون که در این راه جونشون رو از دست دادن احترام بگذاریم.
4- بعضی از رسانه ها اخباری غلط و دروغ و بعضا خنده دار را منتشر کردند که از طرف خانواده متوفی به صورت حقوقی دنبال خواهد شد.
5- از دوستان خواهشمندم بدون اطمینان از درستی خبری... اقدام به نشر اون نکنند.
6- علت حادثه گیر کردن طناب در حوضچه و عدم توانایی در جدا کردن طناب از ابزار... که همین عامل باعث گیر افتادن در زیر جریان شدید آب و انتهای حوضچه شده است که عمقی بین2.5 تا 3 متر دارد.
7- آبشار هایی که قله های 4000 متری بالای خود دارند به علت ذوب برفها دبی بسیار بالایی در این فصل دارند.
8-یکی از دوستان در تماسی تلفنی عنوان کرده که در چندین سال پیش و در فصل بسیار کم آب تر از روز حادثه در حوضچه مزبور در حالی که از طناب هم آزاد بوده گیر افتاده .... و شکل حوضچه به گونه ایی است که خروج از حوضچه را بسیار دشوار می کند. و گرایش به سمت زیر فرو ریز اب است.
با تشکر.
تصویر1:حسان کاظمی
تصویر2:حوضچه زیر آبشار
03/02/2015
20/08/2013
16/08/2013
14/08/2013
14/08/2013